عکس خدا در اشک عاشق
قطره دلش دریا میخواست ، خیلی وقت بود که به خدا گفته بود.
هر بار خدا میگفت : از قطره تا دریا راهی است طولانی ، راهی از رنج و عشق و صبوری ، هر قطره را لیاقت دریا نیست.
قطره عبور کرد و گذشت ، قطره پشت سر گذاشت .
قطره روان شد و راه افتاد و هر بار چیزی از رنج و عشق و صبوری آموخت.
تا روزی که خدا گفت : امروز روز توست ، روز دریا شدن ، خدا قطره را به دریا رساند ، قطره طعم دریا را چشید ، طعم دریا شدن را اما...
روزی قطره به خدا گفت : از دریا بزرگتر ، آری از دریا بزرگتر هم هست ؟
خدا گفت: هست.
قطره گفت : پس من آن را میخواهم ، بزرگترین را ، بینهایت را.
خدا قطره را برداشت و در قلب آدم گذاشت و گفت : اینجا بینهایت است.
آدم عاشق بود ، دنبال کلمهای میگشت تا عشق را توی آن بریزد ، اما هیچ کلمهای توان سنگینی عشق را نداشت ، آدم همه عشقش را توی یک قطره ریخت ، قطره از قلب عاشق عبور کرد و وقتی که قطره از چشم عاشق چکید ، خدا گفت : حالا تو بینهایتی ، چون که عکس من در اشک عاشق است
برگرفته از lovefiction.persianblog.ir
نظرات ()salam dooste man
har kasi ke doust dare yeki az nevisande haye in veblog bashe dar ghesmate nazarat begoyad
BARAYE RESIDAN BEHADAFE VALA
BARAYE BARAVARDE SHODANE ROYAYE JENERAL HEMOOSO

نظرات ()سگ... نگهداری از سگ قبل از خرید کمی فکر کنید
این سگها بر اساس خلق و خویشان دسته بندی می شوند بسیار پر انرژی و عصبانی هستند و البته این را هم بگویم که جثه آن در نژادهای مختلف تریر اندازه متفاوتی دارد از سگهای کوچولوی زیبا مثلWest highland white terrier - carin- Norfolk گرفته تا نژادهای بزرگتر مثل Airedal terrier در این گروه قرار می گیرند.
نظرات ()گاهی وقتا زندگی کردن پرنده ها توی قفس از هر کاری بهتره به شرطی که اون پرنده تو باشی و اون قفس دل یارت
—————————
اگر با گریه دریایی بسازم اگر با خنده رویایی بسازم اگر خنده شود در من فراموش اگر گریه شود با من هم آغوش تو را هرگز نخواهم کرد فراموش
—————————
نظرات ()
نازنینم عشقم را نه از روی جملات نامه هایم بلکه از چشمانم بخوان . کلمات ، عشق باشکوه مرا حقیرو کوچک میکنند . برای فهمیدن معنی نگاهم دنبال کتاب ها نرو جوابش را در قلبت خواهی یافت . ((علی مرتضوی)) روزی از روزها ، شبی از شب ها ، خواهم افتاد و خواهم مرد ، اما می خواهم هر چه بیشتر بروم . تا هرچه دورتر بیفتم ، تا هرچه دیرتر بیفتم ، هرچه دیرتر و دورتر بمیرم . نمی خواهم حتی یک گام یا یک لحظه ، پیش از آن که می توانسته ام بروم و بمانم ، افتاده باشم و جان داده باشم ، همین . ((دکتر علی شریعتی)) وقتی که هیچ نداری وقتی که دست هایت ویرانه هایی هستند بی هیچ انتظاری ، حتی بی هیچ حسرتی ، دیگر چه بیم آن که تو را آفتاب و ماه ننوازند ؟ وقتی میعادی نباشد ، رفتن چرا ؟ حرف هایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هرکسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد . و کتاب هایی نیز هست برای ننوشتن و من اکنون رسیده ام به آغاز چنین کتابی که باید قلم را بکنم و دفتر را پاره کنم و جلدش را به صاحبش پس دهم و خود به کلبه ی بی در و پنجره ای بخزم و کتابی را آغاز کنم که نباید نوشت . (دکتر علی شریعتی)) من هرگز از مرگ نمی هراسیده ام . چه دشوار شده است دم زدن ! در این جا که هر درختی مرا قامت تفنگی است و ... " صدای هر گامی غم ! غم !" ((دکتر علی شریعتی)) وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم . وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم . وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم . وقتی او تمام کرد من شروع کردم . وقتی او تمام شد من آغاز شدم . و چه سخت است . تنها متولد شدن مثل تنها زندگی کردن است ، مثل تنها مردن ! ((دکتر علی شریعتی)) کسانی که خود بسیارند ، نیازی به هم وطن ندارند . کسانی که خود آزادند ، از زندان به ستوه نمی آیند . آدم های اندکند که به ازدحام محتاجند . ((دکتر علی شریعتی)) نه ، من هرگز نمی نالم . قرن ها نالیدن بس است . می خواهم فریاد کنم . اگر نتوانستم ، سکوت می کنم . خاموش مردن بهتر از نالیدن است .
عشق به آزادی ، سختی جان دادن را بر من هموار می سازد .
عشق به آزادی مرا همه عمر در خود گداخته است .
آزادی معبود من است .
به خاطر آزادی هر خطری بی خطر است .
هر دردی بی درد است .
هر زندانی رهایی است .
هر جهادی آسودگی است .
هر مرگی حیات است .
مرا اینچنین پرورده اند من اینچنینم .
پس چرا از فردا می ترسم .
من تنهایی را از آزادی بیشتر دوست دارم!
))دکتر علی شریعتی((
نظرات ()
فقط اسمی به جا مانده از آنچه بودم و هستم به سوی اوج ویرانی پل پرواز من بودند
دلم چون دفترم خالی قلم خشکیده در دستم
گره افتاده در کارم به خود کرده گرفتارم
به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم
رفیقان یک به یک رفتند مرا با خود رها کردند
همه خود درد من بودند گمان کردم که همدردند
شگفتا از عزیزانی که هم آواز من بودند
نظرات ()
من برای تو میخونم هنوز از این ور دیوار هرجای گریه که هستی خاطرهاتو نگهدار تو نمی دونی عزیزم حال روزگار مارو توی ذهن آینه بشمار تک تک حادثه هارو
نظرات ()به سلام ها دل نمی بندم
از خداحافظی ها غمگین نمی شوم
دیگر عادت کرده ام به تکرار یکنواخت دوری و دوستی خورشید و ماه
نظرات ()